تبليغاتX
خیرالله نیوز دلیجان
     
 

خیرالله نیوز دلیجان

گزارشات کاملا غیر واقعی خیرالله تلخک دلیجان

 

خیرالله آخرین بازمانده از نسل تلخک های دربار سلاطین است که به دلیل ملوک الطوایفی بودن دلیجان هر روز در دربار یکی از سلاطین دلیجان به سر می برد هر چند عقلش از بسیاری از سلاطین بیشتر می رسد.
خبرهایی که خیلی هنوز از آن بی خبرند تنها خیرالله می داند او موش یا گوش همه دیوارهای این شهر است.
این وبلاگ گزارش های غیر واقعی خیرالله - ابوالفضل آق کمال - ابراهیم امانی را منتشر می کند که مظاهر مردی از محلات بر آن نظارت می کند و اسپانسر مالی این وبلاگ عمو سلطانعلی خنده لوری است.

 
 

دوستان

خيرالله نيوز (ميهن بلاگ)

شيپورچي دليجان

بچه هاي با حال دليجان

مستاجر خانه ملت

دليجان 20

فتو وبلاگ دليجان

دليجان من

دليجان نيوز واقعي

عشق دليجاني ها

به همين سادگي

انديشه ها و پژوهش ها

دختر روياهاي دليجان

جنبش سبز علوي دليجان

طنزنامه دانشگاه پيام نور دليجان

غروب

ماهي گيري

دلتنگ باران

قالب وبلاگ

 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

     
 

روی خط کامنت های شما

 
با سلام
ممنون از زحماتی که برای روشن شدن افکار عمومی شهر میکشید، بنده نیز به نوبه خود حاضر به همکاری با شما می باشم، و با صراحت کامل حاضر به افشای بسیاری از کارهای حضرات مومن نما که در این شهر مسئولیت های خطیری را هم دارند می باشم، و حتی از اینکه مطالب از قول اینجانب نقل شود نیز هیچ ترسی ندارم.و در مورد هر یک از گفته های خود مدارک و استنادات کافی را دارم میتوانید با شماره های .................... و ............... با من تماس بگیرید.

------------------------------------------------------------------------
با سلام مدارک و حرف هایی که دارید به صورت کامنت خصوصی بگذارید اگر به نتیجه رسیدیم که حقیقت دارند حتما منتشر خواهند شد.


شنبه چهاردهم آبان 1390 |

 
     
 

نیایش

 
مطلب ارسالی از شهریار که خواشتن منتشر بشه:


خدایا ! به پیش نمازانمان و پیشوایانمان تقوی عدالت، به والیانمان خلوص نیت و صداقت ومشاورین مجرب و توانا و به مسئولین مان دانایی و توانایی و قابلیت و قانون مداری،دینداری ،وجدان بیدار،نفس لوامه، درآمد حلال، یاد خدا،یاد مرگ،یاد مردم، و تعهد به خدا،به مردم، به خون شهیدان و به رهبرمان عطا فرما، خدایا! به مردم این شهر شهامت سابق، سجاعت سابق و اتحاد سابق را عطا کن تا آنگاه که مصالح شهر و همشهریان را به خطر دیدند بی تفاوت و منفعل نباشند و یکدیگر را یاری کنند و بصیرتی عطا کن تا خادم را از خائن تشخصی دهند، و به آراء نا سنجیده خائنین را مصدر امور خودننمایند و خادمین شان را از قعر چاه های حقد و حسد وعقده های روانی برآورندو نیز از محاق فراموشی و نسیان.
خدایا به خادمین دانا،توانا و مخلص مردمو نظام مقدس جمهوری اسلامی جایگاهی در خور عطا کن تا در چنگال انفعال و سرخوردگی از کار و خدمت باز نمانند و جایگاهشان را فرومایگان بگیرند.
خدایا به همه ما مسلمانی و تشیع واقعی را بیاموز تا بفهمیم که مجاز نیستیم حقی هرچند کوچک به اندازه دانه گندمی در دهان مورچه را از دیگران در جهتمنافع ومطامع خود ضایع کنیم و برای ارتقا و ترفیع وحفظ موقعیت نباید از حقوق دیگران هزینه کنیم.
خدایا به همه ما دانایی،عزت نفس وشجاعت را عطا کن که هیچ جهل و نفع و ترسی مانع ما برای گفتن حق نباشد.

((آمین))


شنبه چهاردهم آبان 1390 |

 
     
 

طرز تهیه آقا مدیر سفارشی

 
خیرالله نیوز دلیجان: برای تنوع در این خبرگزاری از این به بعد ما هم برنامه آشپزی خواهیم داشت:اولین برناممون رو با طرز تهیه یک آقا مدیر که یک غذای محلی و پر رونق در شهر ماست شروع میکنیم:

مواد لازم:

1- یک عدد پدر از نوع از ما بهتران که بتونه شما رو از بین صدها جوون جویای کار به زور بشونه رو صندلی!!!

2- یک عدد دائی و ... مهربان که بی خیال همه چی باشه و شما رو برای تجربه اندوزی به همه غالب کنه ( البته اگر هم نگفتید به کسی که دائی یا ... است اشکالی نداره)!!!

3- یک پدر زن همه کاره برای ترکیب مواد لازم از نوع 27 کاره که شما رو در عرض چند سال بتونه از یه کارمند قراردادی به یک مدیر فرهنگی تبدیل کنه!!!

4- تعداد هزار عدد خودکار تبلیغاتی برای پخش مقابل دبیرستان های دخترانه !!!!
5- چند هزار پرس غذا برای اینکه حتما مردم شما رو انتخاب کنن!!!

اگر هیچ کدوم از این مواد رو هم ندارید هیچ نگران نباشید یه تخته وایتبرد 3 در 4 میخرید توی یه جای شلوغ نصب میکنید و هر فحشی دلتون خواست می دید تا بصیرت مردم زیاد بشه این یه مورد تضمینی جواب میده و حتما شما مدیر خواهید شد.

خوب ببیندگان عزیز اش شله قلمکار مدیریتی ما عمل اومد امیدواریم خوشتون اومده باشه نیومده باشم اصلا مهم نیست چون ما کار نداریم شما چی میگید کار خودمون رو میکنیم تا  کور شه هر کی نمیتونه ببینه!!!


سه شنبه سوم آبان 1390 |

 
     
 

 
خیرالله نیوز دلیجان:
آخه این شهره داریم هر کی داره واس خودش بر و بچه ها و فک و فامیلشو به زور توی این ور و اون ور جا میکنه در جدیدترینشم که آقای دست های پشت پرده دامادشون رو آقا مدیر کردند. دممون گرم با اینهمه شایسته سالاریمون.
آقای دست های پشت پرده مبارک باشه. بقیه آقا مدیران هم خجالت نکشند اگر فامیلی ،پسری چیزی دارند که بیکاره دلیجان جا برای همشون هست. دستتون درد نکنه لطف میکنید بالاخره شهر سفارشی همین میشه دیگه.
بالاخره کاری میکنید عمو خیری دست به افشاگری بزنه!!!!


پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390 |

 
     
 

دستت نكند درد كه آسفالت شدیم!!!!

 
خیرالله نیوز دلیجان:
خوشحالیم که همشهریامون فعال شدن و چپ و راست برامون شعر و مطلب می فرستن دست همتون درست.شعر زیبایی که یکی از همشهریان خوش ذوق فرستاده رو ببینید نظر یادتون نره!!!!!


میدان پلیس راه میدان بسیج ....
یك عده علم شدند یك عده بسیج
یك جمله بزرگ بر پلاكاردی زرد
با عرض تشكر از جناب آقای هویج
آسفالت شدیم تا كه آسفالت شدیم ...
بعد از نود و دو بوق آسفالت شدیم
جای گله بر روی پلاكارد زدیم ...
دستت نكند درد كه آسفالت شدیم


پنجشنبه ششم مرداد 1390 |

 
     
 

عاقبت دانستن اینجا!!!!!

 
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدار کنیدش که بسی خفته نماند
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند

اما چنین است دردلیجان ما

آنکس که بداند و بداند که بداند
باید برود غازبه کنجی بچراند
آنکس که بداند و نداند که بداند
بهتر برود خویش به گوری بتپاند
آنکس که نداند و بداند که نداند
با پارتی وبا پول خر خویش براند
آنکس که نداند و نداند که نداند
برپست ریاست ابدالدهر بماند

دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 |

 
     
 

اپیدیمی خودتشکری!!!!

 
خیرالله نیوز دلیجان:
همزمان با افتتاح رستوران های زنجیره ای پدیده ،ما هم برای عقب نماندن پدیده خودتشکری را رونمایی میکنیم.بدین وسیله همینجا از خودمون و بچه هامونو و کسایی که عکسا را برامون فرستادن و از مامان و بابامونو و همه خلاصه تشکر میکنیم.
شما هم اگر خواستید از خودتون تشکر کنید کاری نداره با هزینه اندک به هر بهانه ای از خود در سطح شهر با نصب پلاکارد تشکر کنید .حالا خودتون روتون نمیشه به اسم تجار و کسبه و ... بزنید کسی حواسش نیست به خدا.........












چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390 |

 
     
 

سوتی های بنری(لبخند بزنید)

 
منبع: فیس بوک گروه بچه های دلیجان



جملش ایراد داره گمونم من که نفهمیدم




اشتباه در مدرک



بهترین و گویا ترین مکان نصب پلاکارد


شنبه هجدهم تیر 1390 |

 
     
 

واکنش بلاگرهای دلیجان به رواج آقا زادگی

 
سرویس اجتماعی خیرالله نیوز دلیجان:

پس از خبرهای دلسوزانه این خبرگزاری درباره رواج آقازادگی در سطح شهر و سپردن شغل ها به بستگان بعضی بلاگرهای دلیجان در حال واکنش به این قضیه هستند.

پست های اعتراضی بلاگرها رو میتوانید در لینک های زیر ببینید.

طرح جدید و عظیم ایجاد مشاغل نون و آب دار

 

آقای سفارشی برای پسر آقازاده اشتغال ایجادکرد.

امیدواریم صدای جوانان دلیجان به گوش آنهایی که باید بشنوند برسد


شنبه یازدهم تیر 1390 |

 
     
 

اينجا اگر از بن غريبي خوش به حالت

 

سرویس ادب و هنر خیرالله نیوز:
يك شهر با صد عالم در خواب خفته
يك شهر با آن مردم در آب خفته
يك شهر ،يك مستعمره ، گاري ، دليجان
آرام مثل كودكي در تاب خفته

اينجا اگر از بن غريبي خوش به حالت

داري خيال دلفريبي خوش به حالت
خاك دليجان از غريبان مينمايد
مهمان نوازي عجيبي ،خوش به حالت

من با تمام تار و پودم مال اين شهر
سرتابه پا عمق وجودم مال اين شهر
اما نميدانم چرا از هر غريبه
من بي نواتر بوده ام از مال اين شهر

اينجا غريبان واقفند بر اين سياست
هر جا غريبي هست در پست رياست
وقتي كه مال تفرشي يا مال ساوه
صد سال ميماني در اين جا با كياست

در كنفرانسي پشت اين درهاي بسته

چندي نشستند و چنين ابراز كردند
هر كس كه بومي بود در پست و مقامي
همچون گره از عقده خود باز كردند

با مدرك و با سابقه ، با حسن نيت

جايي ندارد در ميان اين قبيله
بايد كه خواهر زاده باشي يا پسر تا
ابقا شوي در پست با هر مكر و حيله

در بانكها چون مي روي بوي محلات

از هر طرف مي آيد از هر لحن و لهجه
وقتي كه كارت راه مي افتد به سختي
از فرط غربت ميزني يكباره زجه

در شهرداري بوي ساوه بوي تفرش

بغض غريبي ميفشارد سينه ات را
وقتي كه غاري را به غارت ميبرندش
پنهان مكن آنروز بغض و كينه ات را

شورا فقط دارد دو تن يا چند بومي
اما نمي آرد كسي حرفش به كارش
فكري به حال غصه مردم ندارد
هر چند شور و مشورت باشد شعارش

يك موش ديروزم خبر داده ز ديوار
كين قائله بي شك و بي ظن كاره اي نيست
بايد كه برچيند بساطي را كه جز عجز
جز شور و شوراي خيالي چاره اي نيست

از بس كه بادمجان به گرد قاب چيدند
يك عده بادمجان فروش ارباب گشتند
اما بميرم من براي مردمي كه
با كينه ئ همشهريان در خواب گشتند

از جاي جاي خاك پاكت اي دليجان
گويم سنا ها با زبان بي زبانم
ترسم كه از نامت دگر چيزي نماند
تا من بگويم بآشنايم كودكانم

يوسف نمي آيد يه كنعان ، فكر غم باش
باران نمي بارد ، دليجان فكر نم باش
كابل ندارد هيچ ربطي با شقيقه
آوار شد بر ما ، خدارا فكر بم باش

مرديم از فرط غريبي چاره اي كن
از اين دروغ و خود فريبي ، چاره اي كن
يا باز گردانش به من شهر خودم ، يا
ششدانگ كن نام غريبي ، چاره اي كن

القصه طولاني شد اين مبحث نمي شد
جور دگر اين بغض را اندر گلو كشت
مي ترسم از روزي كه از اين جاده پرسند
آقا دليجانت كجاست ؟‌... شايد در آن پشت
با تشکر از یکی از همشهریان که این شعرو به تحریریه ارسال کردند.


پنجشنبه دوم تیر 1390 |